پانزده راه ایجاد فرصت بیشتر برای خواندن ...

همه ما روزانه ۲۴ ساعت در اختیار داریم و هیچ راهی برای افزایش آن نداریم. اما چطور می‌شود که برخی افراد زمان زیادی برای انجام کارها دارند؟ در واقع این موضوع به این خاطر نیست که آنها زمان زیادی دارند بلکه به نحوه تخصیص زمان آنها مربوط می‌شود.

ایجاد زمان بیشتر برای خواندن به معنای تخصیص زمان بیشتر برای خواندن است. به نظر ساده می‌آید اما کمی (نه زیاد) پیچیده‌تر از آن است که فقط تصمیم بگیریم بیشتر بخوانیم. شرط می‌بندم که دارید می‌گویید زمان روزانه‌تان پر تر از آن است که بتوانید کاری انجام دهید. و به همین دلیل است که فرصت نمی‌کنید بخوانید. پس  در طول روز آنقدر کار دارید که زمانی برای خواندن باقی نمی‌ماند و این نقطه همان جایی است که بحث ما شروع می‌شود.

وقتی قصد می‌کنید زمان بیشتری برای کاری اختصاص دهید، به این معناست که قصد می‌کنید زمان کمتری را به برخی کارها اختصاص دهید. اختصاص زمان بیشتر به خواندن یعنی اینکه قرار است در قبال آن چیزی را از دست بدهید.

منبع: مجله مطالعات خواندن

برای آشنایی با این 15 روش به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

کتابخانه به مثابه مرکز اجتماعی

"ما با بخش کوچکی از مردم سروکار داریم که آنها را عموم می‌نامیم. عموم مردم چه کسانی هستند؟ شما، من و خانواده من و دیگر افراد مثل ما. آنها همان چیزهایی می‌خواهند که ما می‌خواهیم و به همان روشی رفتار می‌کنند که ما رفتار می‌کنیم. عموم فردی نامشخص و ناملموس نیست، عموم یعنی ما...

ما در مورد افرادی حرف می‌زنیم که مشتاق کتاب و اطلاعات هستند. آیا شما افراد را مشتاق کتاب و اطلاعات می‌دانید؟ پس چرا کتابخانه‌های رایگان و مدرسه‌های رایگان داریم؟ مردم برای چیزی که مشتاقش هستند حاضر به فداکاری هستند. آیا شما مشتاق خواندن آثار هومر، شکسپیر، امرسون و آرنولد و کتاب‌های تاریخی و ادبی خوب هستید؟ آیا وقتی که خسته از کار روزانه هستید یک اثر علمی یا یک مقاله مدنی را می‌خوانید؟ نه. شما نمونه کوچکی از عموم مردم هستید و معتقد هستید که نیاز به خواندن یک کتاب خوشایند، سرگرم‌کننده و آرامش‌بخش دارید. شما مشتاق اطلاعات نیستید و در واقع، اشخاصی که میل به مطالعه دارند و برای خواندن بهترین های ادبیات ذایقه خوبی دارا هستند، بسیار نادرند..."

متن فوق برگزیده از سخنرانی افتتاحیه نشست رد وینگ (Red Wing) در انجمن کتابداری مینه‌سوتا(Minnesota) به تاریخ  ۱۲ اکتبر ۱۹۰۵ است که توسط خانم کانتریمن (Gratia Alta Countryman)؛ کتابدار کتابخانه عمومی مینیا‌پولیس (Minneapolis) ارائه شده است.  دوشیزه کانتریمن بر این باور است واژه «عموم» نامشخص و ناملموس نیست؛ عموم یعنی «ما» –«عموم» در یک عبارت کوتاه به معنای اجتماعی کردن کتابخانه است. 

در این مقاله به نکات ظریفی اشاره شده است که نگرش جدیدی به کتابداران عرضه می کند. 

منبع: مجله مطالعات خواندن